<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="WordPress/2.9.2" -->
<rss version="0.92">
<channel>
	<title>جامعه شناسی زمینی</title>
	<link>http://sedighsarvestani.ir</link>
	<description>صفحه ی شخصي دکتر رحمت الله صديق سروستاني؛ استاد گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران</description>
	<lastBuildDate>Thu, 12 Aug 2010 14:39:26 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>fa</language>
	
	<item>
		<title>نوبت عاشقی است یک چندی !!</title>
		<description><![CDATA[گفتم آهن دلی کنم چندی
ندهم دل به هیچ دلبندی
وان که را دیده در جمال تو رفت
هرگزش گوش نشنود پندی
خاصه ما را که در ازل بوده‌ست
با تو آمیزشی و پیوندی
یک دم آخر حجاب یک سو نه
تا برآساید آرزومندی
کاشکی خاک بودمی در راه
تا مگر سایه بر من افکندی
چه کند بنده‌ای که از دل و جان
نکند خدمت خداوندی
سعدیا [...]]]></description>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=1271</link>
			</item>
	<item>
		<title>طناب از کلفتی پاره می شود  !!</title>
		<description><![CDATA[بسمه تعالی
آزادی بیان ، آزادی قلم  ، آزادی عقیده ، آزادی سلیقه و آزادی اندیشه ، حق اولیه ی همه ی مردم است .
کاش این بازی تلخ هر چه زودتر پایان می گرفت .کاش مسئولین رده بالا و رده متوسط و رده پایین این مملکت کاری نمی کردند که گروه های مختلف مردم  مجبور باشند [...]]]></description>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=1264</link>
			</item>
	<item>
		<title>نقش الاغ در نجات جان سیاست مداران !!(اختصاصی)</title>
		<description><![CDATA[بسمه تعالی
این مطلبی است در مورد سکس اجتماعی در سخنان بعضی مقامات و اختصاصی اهالی جامعه شناسی زمینی بالای هیجده سال . دیگران بی خیال !!

ما همین طوری نشسته بودیم و ماست مان را می خوردیم که یک مرتبه چشممان افتاد به سخنان گهربار جناب آقای عمر گلول ، دبیر کل حزب الاغ های کردستان [...]]]></description>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=1259</link>
			</item>
	<item>
		<title>خدا بیامرزدت حسین آقا جان !!</title>
		<description><![CDATA[بسمه تعالی
روزی که حسین رضازاده ، جوانک تنومند اما ساده لوح و بی شیله پیله ی اردبیلی ، قهرمان وزنه برداری جهان شد، چقدر ذوق کردیم . یادم هست انقدر جلوی تلویزیون برایش کف زد م که تا چند روز دست ها م درد می کرد. راستش این که یک ترک آذری زبان مسلمان هم [...]]]></description>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=1253</link>
			</item>
	<item>
		<title>دست بی نمک !!</title>
		<description><![CDATA[


















یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند   رسیدگی می کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود   :



نامه ای به خدا

کارمند پست با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند . در نامه نوشته شده [...]]]></description>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=1245</link>
			</item>
	<item>
		<title>ما که واقعا کم آوردیم !!</title>
		<description><![CDATA[احضار كاردار كانادا به وزارت امور خارجه 


 كاردار موقت كانادا  در كشورمان به اداره حقوق بشر وزارت امور خارجه احضار شد و در اين ديدار  نسبت به نقض حقوق بشر توسط پليس ضد شورش كانادا در برخورد با تظاهر كنندگان  منتقد اجلاس جي بيست و نيز وضعيت دستگيرشدگان به نماينده كانادا [...]]]></description>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=1238</link>
			</item>
	<item>
		<title>ناستالژی لباس جنگ بیابانی و فوبیای لباس جنگ خیابانی !!</title>
		<description><![CDATA[بسمه تعالی 
امشب ، یعنی همین شنبه شب که مصادف شده بود با عید مبعث ، یکی از شبکه های صدا و سیما ، اخراجی های دو را نشان داد . البته من نگاه نکردم . هر چند نگاه کردن و نگاه نکردن من و امثال من ، از سفارش شده گی این تحفه ی [...]]]></description>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=1234</link>
			</item>
	<item>
		<title>بیدون شرح !!</title>
		<description><![CDATA[
آقا اصلا قبول نیست . اون آقایی که پشت به سواری دودی ایستاده که همه چیز !! را از عقب می بینه که !!
]]></description>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=1225</link>
			</item>
	<item>
		<title>نگذار به آرامی بمیری !!</title>
		<description><![CDATA[به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر سفر نکنی
اگر کتابی نخوانی
اگر به آواهای زندگی گوش نکنی
اگر از خودت قدردانی نکنی
 
به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر خودباوری را در خودت بکشی
اگر نگذاری دیگران به تو کمک کنند
 
به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر بنده ی عادت های خود شوی
اگر همیشه از یک راه [...]]]></description>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=1207</link>
			</item>
	<item>
		<title>آخه اون وقتا قرار نبود همه الگو باشن !!</title>
		<description><![CDATA[بسمه تعالی
می گوید : در اون سال ها سرباز بگیری بود و من رو بردند به سرباز خونه ای در مشهد… 
هنوز ۴۵ روز نگذشته بود که دلم برای خانواده ام تنگ شد. 
اما مرخصی ندادن . منم بدون مرخصی و پای پیاده از مشهد تا طرقبه ( ۱۸ کیلومتر ) دویدم و بعد از [...]]]></description>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=1187</link>
			</item>
</channel>
</rss>
