<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: برای پدرم که بوی عید می داد</title>
	<atom:link href="http://sedighsarvestani.ir/?feed=rss2&#038;p=946" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=946</link>
	<description>صفحه ی شخصي دکتر رحمت الله صديق سروستاني؛ استاد گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران</description>
	<lastBuildDate>Sat, 04 Sep 2010 15:55:27 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: نگار</title>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=946&#038;cpage=2#comment-1078</link>
		<dc:creator>نگار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sedighsarvestani.ir/?p=946#comment-1078</guid>
		<description>سلام من 10 روزه پدرما ازدست دادم خیلی برام سخته خدابراکسی نخواد</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام من ۱۰ روزه پدرما ازدست دادم خیلی برام سخته خدابراکسی نخواد</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سودا سادات</title>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=946&#038;cpage=2#comment-888</link>
		<dc:creator>سودا سادات</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sedighsarvestani.ir/?p=946#comment-888</guid>
		<description>سايه ي لطف خدا بود پدرم مظهر عشق و صفا بود پدرم 

بر وجود تشنه ي بيتاب من چشمه ساري از وفا بود پدرم 

خون او جاريست در رگهاي من اسوه ي جود و سخا بود پدرم 

از وجودش مينمود ايثارها چون سپر بر هر بلائي بود پدرم 

بيم درد و رنج بر جانم نبود چون بهر دردم دوا بود پدرم 

كشتي توفانيه عمر مرا ناخدائي با خدا بود پدرم 

در فراز و در نشيب زندگي جمع مارا رهنما بود پدرم 

كلبه ي تنگ دلم ماواي او ءبود از انكه بيريا بود پدرم 

لغزشي گاهي زمن گرديده بود غمض عينش پا بجا بود پدرم 

همچو گل خندان لب و شيرين سخن با غريب و اشنا بود پدرم 

تلخ و شيرين را بجانش ميخريد زانكه تسليم خدا بود پدرم 

در مسير عمر كوتاهش مدام بنده ي بي ادعا بود پدرم 

جز محبت در دلش چيزي نداشت چون مريد اوليا بود پدرم 

حب دنيا در دلش جائي نداشت بسكه محو كبريا بود پدرم 

در محرم او به امالش رسيد زانكه محو كربلا بود پدرم 

ديدگانم تيره و تار شد از رفتنش بر دو چشمم توتيا بود پدرم 

او برفت اما زدلهاي حزين بدرقه ي راهش دعا بود پدرم 

بيفروغش خانه جاي غم بود خانه ي مارا ضيا بود پدرم 

تا ابد مهرش بجان بايد خريد زانكه دري پر بها بود پدرم 

شاكرم بر حق كه بي چون و چرا پيرو ال عبا بود پدرم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سايه ي لطف خدا بود پدرم مظهر عشق و صفا بود پدرم </p>
<p>بر وجود تشنه ي بيتاب من چشمه ساري از وفا بود پدرم </p>
<p>خون او جاريست در رگهاي من اسوه ي جود و سخا بود پدرم </p>
<p>از وجودش مينمود ايثارها چون سپر بر هر بلائي بود پدرم </p>
<p>بيم درد و رنج بر جانم نبود چون بهر دردم دوا بود پدرم </p>
<p>كشتي توفانيه عمر مرا ناخدائي با خدا بود پدرم </p>
<p>در فراز و در نشيب زندگي جمع مارا رهنما بود پدرم </p>
<p>كلبه ي تنگ دلم ماواي او ءبود از انكه بيريا بود پدرم </p>
<p>لغزشي گاهي زمن گرديده بود غمض عينش پا بجا بود پدرم </p>
<p>همچو گل خندان لب و شيرين سخن با غريب و اشنا بود پدرم </p>
<p>تلخ و شيرين را بجانش ميخريد زانكه تسليم خدا بود پدرم </p>
<p>در مسير عمر كوتاهش مدام بنده ي بي ادعا بود پدرم </p>
<p>جز محبت در دلش چيزي نداشت چون مريد اوليا بود پدرم </p>
<p>حب دنيا در دلش جائي نداشت بسكه محو كبريا بود پدرم </p>
<p>در محرم او به امالش رسيد زانكه محو كربلا بود پدرم </p>
<p>ديدگانم تيره و تار شد از رفتنش بر دو چشمم توتيا بود پدرم </p>
<p>او برفت اما زدلهاي حزين بدرقه ي راهش دعا بود پدرم </p>
<p>بيفروغش خانه جاي غم بود خانه ي مارا ضيا بود پدرم </p>
<p>تا ابد مهرش بجان بايد خريد زانكه دري پر بها بود پدرم </p>
<p>شاكرم بر حق كه بي چون و چرا پيرو ال عبا بود پدرم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: فاطمه</title>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=946&#038;cpage=2#comment-814</link>
		<dc:creator>فاطمه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sedighsarvestani.ir/?p=946#comment-814</guid>
		<description>سلام.حال من به کی میمونه که پدر دارم و باید مثل حسرت به دلها منتظر آمدنش باشم.پدری که همه زندگیش تلاش برای راحتی خانواده اش است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.حال من به کی میمونه که پدر دارم و باید مثل حسرت به دلها منتظر آمدنش باشم.پدری که همه زندگیش تلاش برای راحتی خانواده اش است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: saeed</title>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=946&#038;cpage=2#comment-750</link>
		<dc:creator>saeed</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sedighsarvestani.ir/?p=946#comment-750</guid>
		<description>رحمت جان سلام 
اگه گرفتنت رو من حساب نكن.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>رحمت جان سلام<br />
اگه گرفتنت رو من حساب نكن.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: احمد</title>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=946&#038;cpage=1#comment-683</link>
		<dc:creator>احمد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sedighsarvestani.ir/?p=946#comment-683</guid>
		<description>سلام استاد من اولين باريه كه به اينجا ميام!!
روح پدر شما و همه رفتگانتون شاد باشه.
ولي استاد جان باور كنين اگه شما هم تو قديما باباتون پول نداشت كه يه لباس نو يا يه عيدي خوب بهتون بده مثل ما هيچوقت ازش ياد نمي كردين!
اين شيريني و آجيلي كه شما اينقدر با احساس و هيجان ازش حرف مي زنين واسه ما تا دلتون بخواد بود ولي فقط تو خواب!!!
شايد باوراينا يه كم سخت باشه ولي من چشيدم ميدونم چيه.
مضحكه ولي اضافه وزن من الان بخاطر خوردن زياد شيريني و آجيله كه چون بچگيام هميشه در حسرتش بودم الانم ولعشو دارم.
بگذريم واسه خالتون خيلي دعا كردم چون گفتين جاي مادرتونه. ان شالله هر چه زودتر سرحال بشه و شما استاد عزيز رو شاد كنه.بدرود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام استاد من اولين باريه كه به اينجا ميام!!<br />
روح پدر شما و همه رفتگانتون شاد باشه.<br />
ولي استاد جان باور كنين اگه شما هم تو قديما باباتون پول نداشت كه يه لباس نو يا يه عيدي خوب بهتون بده مثل ما هيچوقت ازش ياد نمي كردين!<br />
اين شيريني و آجيلي كه شما اينقدر با احساس و هيجان ازش حرف مي زنين واسه ما تا دلتون بخواد بود ولي فقط تو خواب!!!<br />
شايد باوراينا يه كم سخت باشه ولي من چشيدم ميدونم چيه.<br />
مضحكه ولي اضافه وزن من الان بخاطر خوردن زياد شيريني و آجيله كه چون بچگيام هميشه در حسرتش بودم الانم ولعشو دارم.<br />
بگذريم واسه خالتون خيلي دعا كردم چون گفتين جاي مادرتونه. ان شالله هر چه زودتر سرحال بشه و شما استاد عزيز رو شاد كنه.بدرود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زمانیان</title>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=946&#038;cpage=1#comment-617</link>
		<dc:creator>زمانیان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sedighsarvestani.ir/?p=946#comment-617</guid>
		<description>سلام آقای دکتر
در میان از دست دادن های متوالی که ما انسانها تجربه می کنیم، گویا از دست دادن پدر و مادر و یا فرزند از همه چیز اندوهناک تر و غم انگیز تر است. اما این تقدیر آدمی است که همه ی داشته هایش را به تدریج از او می گیرند. سرمایه هایی که با آنها زندگی می کنیم از دست رفتنی اند. آگاهی از این که بودن ما را چنین ترتیب داده اند که هر روز و مدام چیز هایی از کف مان برود آن گاه چرا باید افسوس خورد؟ 
به هر تقدیر رفتن پدرتان را تسلیت و  آمدن بهار را تبریک می گویم. 
جانتان بهاری و عمرتان طولانی
با احترام زمانیان</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام آقای دکتر<br />
در میان از دست دادن های متوالی که ما انسانها تجربه می کنیم، گویا از دست دادن پدر و مادر و یا فرزند از همه چیز اندوهناک تر و غم انگیز تر است. اما این تقدیر آدمی است که همه ی داشته هایش را به تدریج از او می گیرند. سرمایه هایی که با آنها زندگی می کنیم از دست رفتنی اند. آگاهی از این که بودن ما را چنین ترتیب داده اند که هر روز و مدام چیز هایی از کف مان برود آن گاه چرا باید افسوس خورد؟<br />
به هر تقدیر رفتن پدرتان را تسلیت و  آمدن بهار را تبریک می گویم.<br />
جانتان بهاری و عمرتان طولانی<br />
با احترام زمانیان</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رفیق قدیمی</title>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=946&#038;cpage=1#comment-604</link>
		<dc:creator>رفیق قدیمی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sedighsarvestani.ir/?p=946#comment-604</guid>
		<description>گمان می کنم روح پدر بزرگوارتان هم راضی نباشد بیست و چهار روز فقط یک نوشته را در وبلاگ تان بگذارید.بار دیگر برای ایشان آرزوی رحمت و غفران الهی داریم و لطفا تازه شوید .سخت منتظریم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گمان می کنم روح پدر بزرگوارتان هم راضی نباشد بیست و چهار روز فقط یک نوشته را در وبلاگ تان بگذارید.بار دیگر برای ایشان آرزوی رحمت و غفران الهی داریم و لطفا تازه شوید .سخت منتظریم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهتا</title>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=946&#038;cpage=1#comment-603</link>
		<dc:creator>مهتا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sedighsarvestani.ir/?p=946#comment-603</guid>
		<description>سلام استاد 
سال نو مبارک..
به امید روزهایی پر از شادی و سلامتی و  بی دروغی  و بی سیاهکاری و  بی ریایی  و  بی خرافات برای ایران و ایرانیان</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام استاد<br />
سال نو مبارک..<br />
به امید روزهایی پر از شادی و سلامتی و  بی دروغی  و بی سیاهکاری و  بی ریایی  و  بی خرافات برای ایران و ایرانیان</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آرامش</title>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=946&#038;cpage=1#comment-602</link>
		<dc:creator>آرامش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sedighsarvestani.ir/?p=946#comment-602</guid>
		<description>روحشان شاد و یادشان گرامی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>روحشان شاد و یادشان گرامی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: اشرف گيلاني</title>
		<link>http://sedighsarvestani.ir/?p=946&#038;cpage=1#comment-601</link>
		<dc:creator>اشرف گيلاني</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://sedighsarvestani.ir/?p=946#comment-601</guid>
		<description>یک گل بهار نیست 
صد گل بهار نیست 
 حتی هزار باغ پر از گل بهار نیست 
 وقتی 
پرنده ها همه خونین بال 
 وقتی ترانه ها همه اشک آلود 
وقتی ستاره ها همه خاموشند 
وقتی که دستها با قلب خون چکان
 در چارسوی گیتی 
هر جا به استغاثه بلند است 
ایا کسی طلوع شقایق را 
در دشت شب گرفته تواند دید ؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یک گل بهار نیست<br />
صد گل بهار نیست<br />
 حتی هزار باغ پر از گل بهار نیست<br />
 وقتی<br />
پرنده ها همه خونین بال<br />
 وقتی ترانه ها همه اشک آلود<br />
وقتی ستاره ها همه خاموشند<br />
وقتی که دستها با قلب خون چکان<br />
 در چارسوی گیتی<br />
هر جا به استغاثه بلند است<br />
ایا کسی طلوع شقایق را<br />
در دشت شب گرفته تواند دید ؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
