Archive for ژوئن, 2010
آتش جاویدان !!
از آن به دیر مغانم عزیز می دارند
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
ایران عزیز اما عجیب !!
بسمه تعالی
ا - هک شده بودیم و با کمک رفقای کاربلدمان دوباره سبز شدیم ، آمدیم . از ریخت سایت و لوگوی جدید و رنگ و طرح جدید و دلگیرش هم معلوم است که اوضاع به هم ریخته بوده است . البته ممنونیم از لطف رفقا ، اما حس غریبی داریم . اصلا این لوگوی جدید حالمان را گرفته و دلمان بهانه ی همان قبلی را می گیرد . به مدل نامه ها یا به قول معروف عریضه های اداری ، با احترام از همان رفقای کاربلد محترم تقاضا داریم که همان لوگوی قبلی را بگذارند و ما را از نگرانی بیرون آورند .
۲ – والله نمی دانیم که این یک وجب کلبه ی درویشی جامعه شناسی زمینی جای چه کسی یا کسانی را روی این کره ی به این بزرگی تنگ کرده که شل کن سفت کن ما را هک می کنند و بساطمان را به هم می ریزند ؟!
۳ – یک ایمیلی هم برایمان رسیده که با اندکی دخل و تصرف ارائه کردیم تا شما هم بخوانید :
ایران ما به دلایل زیر عجیب ترین جای دنیاست :
ایران با اسرائيل دشمن است ، اما نزديک ترين دوستش ، رئيس جمهور ونزوئلا ست که با چند ميليارد دلار قرار داد نظامي ، يکي از نزديک ترين دوستان اسرائيل است
ایران براي مسلمانان لبنان و فلسطین ، خودش را هلاک مي کند ، پول هم مي فرستد و دعا هم مي کند ( که کار خوبی هم می کند ) اما هيچ خبري از مسلمانان چچن نمي گيرد
در همه جاي دنيا آثار باستاني را از زير آب در مي آورند، اما در ايران آثار باستانی را مي کنند زير آب
در ايران دانشجوها توي کتابخانه با هم آشنا مي شوند ، در پارک درس مي خوانند و سر کلاس مي خوابند
در ایران همه خودشان را فوق العاده جدي مي دانند اما همه همديگر را مسخره مي کنند
در همه جاي دنيا هر وقت سرو کله ی پليس پيدا مي شود ترافيک حل مي شود ولي در ايران هر جا که پليس باشد ترافيک می شود
عراق حدود ۱۰۰۰ ميليارد دلار بابت خسارت هاي جنگ به ايران بدهکار است ولي ايران يک ميليارد دلار به عراق کمک بلا عوض مي کند
در همه جاي دنيا مردم در اداره ها کار مي کنند ، در منازل استراحت می کنند و در خيابان ها تفريح می کنند ولي در ايران مردم در ادارات استراحت می کنند , در منازل تفريح می کنند و در خيابان ها کار مي کنند
خضر فرخ پی کجاست ؟!!
یا رفیق من لا رفیق له
آب حیوان تیره گون شد ، خضر فرخ پی کجاست ؟
خون چکید از شاخ گل ، باد بهاران را چه شد ؟
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست
عندلیبان را چه پیش آمد ، هزاران را چه شد ؟
کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد ، یاران را چه شد ؟
ملا و می فروش !!
بسمه تعالی
پولداری در کابل ، در نزدیکی مسجد قلعه فتح اله ، رستورانی ساخت
که در آن موسیقی بود و رقص و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد .
ملای مسجد ، اما هر روز در پایان موعظه اش دعا می کرد
که خداوند صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند
و بلای آسمانی را بر این رستوران که اخلاق مردم را فاسد می کند ، بفرستد .
یک ما هی از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و طوفان شدیدی شد
و یگانه جایی که خسارت دید ، همین رستوران بود که به خاکستر تبدیل شد .
ملای مسجد ، روز بعد با غرور و افتخار ، نخست حمد خدای را به جا آورد
و سپس خراب شدن آن خانه ی فساد را به مردم تبریک گفت
و علاوه کرد که : اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد ، خداوند او را نا امید نمی کند .
اما خوش حالی مومنان و ملای مسجد چندان دوامی نداشت ،
زیرا صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد تاوان خسارت خواست .
ملا و مومنان ، البته چنین اتهامی را نپذیرفتند .
قاضی هر دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان هر دو طرف را شنید ،
گلویی صاف کرد و گفت : من سخنان شماها را شنیدم ، اما نمی دانم چه حکمی بکنم .
زیرا یک طرف ، ملا و مومنانی نشسته اند که به تاثیر دعا ، باور ندارند
و طرف دیگر ، مرد ی است می فروش که به تاثیر دعا ، باور دارد …
از پائولو کوئیلو ، در کتاب : ” پدران ، فرزندان ، نوه ها “
یا حق
کجائید ای در زندان شکسته ؟!
بسمه تعالی
سوم خرداد است و چه بهتر که “ ممد ” نیست تا ببیند شهر آزاد گشته اما مهربانی هم به سر آمده است !!
شاهکار جاویدان مولانا ، ارکستر سمفونی ، هوشنگ و بیژن کامکار را این جا و با صبوری دانلود و این نغمه ی آسمانی را به یاد همه ی
” سبک روحان عاشقی “ که ” پرنده تر ز مرغان هوائی “ شدند و ” کف دریای ” دولت و امارت و ریاست و سیاست را برای اهلش گذاشتند ، گوش کنید .
یا حق
