شهریور 1389
ش ی د س چ پ ج
« مرداد    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  
شمارنده

دگماتیسم دولت بنیادگرا و آزاد اندیشی استاد جامعه گرا !!

بسمه تعالی

همین دو هفته پیش ، فصل چهل و دوم یک کتاب روش شناسی چاپ سال ۲۰۰۵ را برای مطالعه ی دانشجویان دکتریم معرفی کردم و در کلاس این هفته هم پیرامون آن بحث کردیم . برگردان فارسی بخشی از آن  ، که به نظرم شباهت های عجیبی با حال و روز ما دارد را ، این جا و بدون هیچ شرحی برای یاران  ” جامعه شناسی زمینی ” می نویسم .

….. روی داد يازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ ، سياست هاي دولت جورج دابلیو بوش درباره ي ارزيابی هاي کيفي را تغيير داد. دولت فدرال اکنون مروج رويکرد ” بنيادگرايي روش شناختي “ ای است که می توان آن را تجلي تازه ای از بنيادگرايي نوین رژيم تحت امر جورج بوش دانست . دولت بوش ، به بنيادگرايي تازه ای روی آورده است که در بسياری از جوانب زندگی آمريکايي ها رخنه می کند. پيش ازحمله ي تروريستي يازدهم سپتامبر، دولت بوش درصدد ” کاهش تصدي گری” خود بود .

بوش با آرائی کمتراز رقيب دموکرات خود و فقط  با استفاده از نظام انتخاباتي عجیب و غریب آمريکا و ماجراي رسوای دست بردن در برگه های رأی در فلوريدا ( ایالتی از آمریکا که برادرش  فرماندار آن جا  بود )  پيروز انتخابات اعلام شد . بوش در شروع کار ریاست جمهوری در ژانويه ي ۲۰۰۱ ، مشروعيت اش زير سوال بود ، درباره ي توانمندی هاي شخصي اش جوک ها زیادی ساخته شد ، و محبوبيت اش نيز رو به کاهش بود.

در يازدهم سپتامبر، تروريست ها به ساختمان مرکز تجارت جهانی و پنتاگون حمله کردند و بوش رداي رياست جمهور زمان جنگ پوشید. آن تب و تاب اخلاقي ای ، که جورج بوش با آن پذيراي اين تغيير بزرگ شد ، متناسب با بنيادگرايي شخصي و مسلک تولد دوباره ی ديني او بود. بوش در دوران جواني ، الکلی بوده و مواد  مخدر هم مصرف می کرده و به زعم خودش ، با آن تغيير دين ، زندگی شخصی اش را از نابودي نجات داده بود. بوش  نقش تازه ای را که نصيبش شده بود با ایمانی قوی پذیرفت و این جزميت اخلاقي خود را به  دولت و کل کشور، کشوری که از حملات تروریستی زخم خورده وبه وحشت افتاده بود ، انتقال داد …..

جورج بوش ، پيش ازیازده سپتامبر، با استفاده از افرادی متعلق به جناح های گوناگون حزب جمهوری خواه ،  سياست دولت خود را متعادل ساخته بود . نو محافظه کارانی مانند ديک چیني ، دانلد رامسفلد و پال ولفوويتزرا در مناصب کليدي جای داده وترکیب کابینه را با افراد میانه رویی مانند کالين پاول متعادل کرده بود . در سياست خارجي ، آن چشم انداز نومحافظه کارانه ی  مبني بر پيشدستي در استفاده از قدرت آمريکايي برای تغيير جهان ، با نگاه واقع گرايانه ای ، که اولويت را به حفظ روابط چندسويه ي بين المللی می داد ، تعديل می شد . اما حادثه ی  يازدهم سپتامبر، مجوز لازم برای سياست های جنگ طلبانه ای که  نومحافظه کاران ، همیشه طرفدار آن بودند ، از جمله  حمله ی به عراق ، که عقده ي رواني ولفوويتز، معاون وزير دفاع  شده بود ، را فراهم کرد . برنامه ي ولفوويتز، حمله ي نظامی پيشگیرانه  به کشورهايي بود که منافع آمريکا را مورد تهديد قرار می دادند. ولفوويتز، اين برنامه را در  دوره ي زمامداری بوش پدرآماده کرده بود ، اما در آن زمان حملات پيشگیرانه ، خیلی افراطی تلقی و منتفی  شده بود. پس از يازدهم سپتامبر، همين سياست حملات پیشگیرانه به دکترين رسمی دولت آمريکا تبدیل و نوبنيادگرايي بوش ، با تمام قوا وارد صحنه شد .

بنيادگرايي بوش چندین ويژگی دارد :

اول : در این بنیادگرائی نوین يک منبع حقيقت وجود دارد ؛ چه انجيل باشد ، چه قرآن ، یا تلمود و هر منبع ديگر.

دوم: اين منبع اقتدار، مربوط به گذشته  وغالباً مربوط به  يک عصر طلايي است. موضوع به برخی افراد خاص ربط داده می شود و مومنان نيز به همان گذشته رجوع می کنند.

سوم: فقط مومنان واقعی ،  به اين حقيقت بنيادين دست می یابند وديگران از اين موهبت محروم اند . به کاربستن اين حقيقت ، به بهبودي جدی اوضاع  جهان می انجامد . بنيادگرايان نگاهی پيامبرگونه به آينده دارند ، که برآمده از بينش مکاشفه ای آن هاست.

چهارم: دسترسی داشتن به آن منبع حقيقت ، واجد اين معنا نيز هست که مومنان يقينا برحق اند .  ويژگی شاخص بنيادگرايان ، يقين اخلاقي شان است ؛ آن ها ” برگزيده “ اند.

پنجم: بنيادگرايان نظرمخالفان خود را بر نمی تابند . در واقع ، آن ها کلا از هيچ ايده ي ديگري استقبال نمی کنند . شواهدی را که مغاير ديدگاهشان باشد ، نمی پذيرند و به اطلاعات مخالف با علائق خود اهمیتی نمی دهند يا آن را انکار می کنند.

ششم: بنيادگرايان به مباحث  سازگار با باورهايشان یقین دارند ، حتي اگر ديگران ثابت کنند که آن مباحث : ناقص ، غير منطقي و ناشی از توهم اند.

هفتم: کسانی که با نظر بنيادگرایان مخالف اند ، بی بصیرت اند و نیازی نیست که بنيادگرايان به حرف های آن ها توجه کنند . در واقع ، از نظر بنیادگرایان ، خوب است گاهی زهر چشمی از اين بی ايمانان گرفته وبه زور حذف شوند ، زيرا چیزی نمی فهمند و فقط سد راه پيشرفت می شوند .

هشتم: مومنان با سایر مومنان واقعي ، تعامل و ازبی ایمانان دوری می کنند و بااين کار، حلقه ي ايمان رامحکم تر می کنند  و بر يقين خود می افزايند .

نهم: بنيادگرايان از راه هايي به جز اقناع عقلاني – مثلاً از راه تصویب قانون ، صدور فرمان يا سیاست گذاری از بالا و در یک کلام با تهدید و اجبار – دیگران را مجبور به همنوايي کرده و به ترويج باورهاي بنیادگرایانه ی خودمی پردازند.

دهم : بنيادگرايان می کوشند تا با محدود کردن جريان عقايد مخالف و وابستگان به آن عقاید ، راه را بر ترويج نظرگاه هاي ديگران به بندند.

دولت بوش این بنیادگرائی جدید را در سیاست خارجی و داخلی وحتی در ارزیابی ها به اجرا گذاشته است . حمله ی به عراق نماد سیاست خارجی دولت بنیادگرای بوش است . دوران طلائی نومحافظه کاران ، دوره ی رانلد ریگان و ریگان پیشوای مقدس آن هاست. بسیاری از نو محافظه کاران ترجیح می دهند خود را ” ریگانی “ بنامند و امید دارند به دورانی برگردند که -  به نظر خودشان – ایالات متحده ، اتحاد جماهیر شوروی را به زیر کشید و جنگ سرد را برد .

حرف های بوش ، آهنگی شبه مذهبی و مناجات گونه پیدا کرده و عبارات و اصطلاحاتی از قبیل “  محور شیطان “ به کار می برد که با اصطلاح و عبارت ” امپراطوری شیطان ” که ریگان به کار می برد ، شباهت دارد . بوش باور دارد که او رهبری بزرگ و هم سنگ ریگان ، چرچیل یا حتی آبراهام لینکلن است . او ادعا کرده که هر شب با خدا صحبت می کند . بوش خود را در احاطه ی هم مذهبان مبشری انجیلی اش قرار داده که از زمان آن انتخابات عجیب و غریب ، که آن ها همگی برای پیروزیش دعا کرده اند و دعا هایشان مستجاب شده ،  به او به عنوان یک ” بر گزیده “ نگاه می کنند . اسناد و مدارکی که خلاف نظر بوش در مورد عراق بود ، به هیچ گرفته شد . اگر عراقی ها سلاح کشتار جمعی نداشتند ، که معلوم می شود ، آن را پنهان کرده اند . اگر عراقی ها قبول کردند که این نوع سلاح را دارند ، که از مقررات سازمان ملل سرپیچی کرده اند . اگر این جنگ برای کل منطقه زیان بار است ، اگر اکثر دولت های جهان با حمله به عراق موافق نیستند و اگر افکار عمومی جهان عمدتا با این حمله و هجوم مخالف اند ، مهم نیست . آن ها ( دیگران ) نمی فهمند .

تیم بوش ، چشم های خود را بر اسناد و مدارک مغایر ، بسته بود . اعضاء تیم بوش استدلال های دیگران را ناقص و ابتر و گاه عجیب و غریب تلقی می کردند . آن ها از تحول دموکراتیک برای عراق نوعی چشم انداز وحیانی جعل کرده بودند که کارشناسان امور خاورمیانه ، آن را افسانه ای و غیر قابل قبول می دانستند . هر چه انتقادات دیگران به تیم بوش بیشتر می شد ، آن ها حلقه را تنگ تر و جمع خود را بسته تر می کردند . مانند کاری که لیندن جانسون و مشاورانش در دوران جنگ ویتنام کردند . تهدید و اجبار شده بود ابزار حلقه ی بوش برای مجاب کردن دیگران ، خواه این دیگران از دشمنان بودند و خواه از دوستان و هم پیمانان . حلقه ی بوش ، یا درک ناچیزی از واکنش دیگران داشت و یا اصلا اهمیت نمی داد .  بنیادگرائی نوین رئیس جمهور آمریکا در مقابل بنیادگرائی تروریست های مسلمان ، قد علم کرده بود …..

************************************************************************************************

منبع : Denzin , Norman K.(2005). The Sage Handbook of Qualitative Research, 3rd ed.

شرح حال کامل نویسنده ی مقاله ، یعنی پروفسور Ernest R. House متخصص مشهور جهانی ارزیابی ، استاد دانشگاه Illinois آمریکا و استاد مهمان دانشگاه های Harvard , UCLA , New Mexico  و Stanford  و دانشگاه های انگلستان ، استرالیا ، اسپانیا ، سوئد ، اطریش ، و شیلی و نویسنده ی کتاب های متعدد و برنده ی جوایز Harold E. Lasswell  و Paul F. Lazarsfeld را در هندبوک دنزین بخوانید .

یا حق

۱۸ Responses to “دگماتیسم دولت بنیادگرا و آزاد اندیشی استاد جامعه گرا !!”

  • عالی
    حرف نداشت آقای دکتر
    من هم که ف_یلتر شدم دیگه بهم سرنمیزنین
    ————————————————————————————-
    مگه میشه
    با فیلتریشم قبوله
    با کارای شماها دوپینگ می کنیم
    نکنیم دق می کنیم

  • سلام استاد.
    گرچه خودم خيلي وقته دل و دماغ ندارم به روز كنم اما تقريبا هر روز به جامعه شناسي زميني سر مي زنم.
    اين پست برام خيلي جالب بود. چون پروپوزال اولم رو در مورد بنياد گرايي در ايران نوشتم و مدت ها ذهنم مشغول اين بحث بود
    كتاب شگردهاي بحث با بنيادگرايان و ذهن بي خانمان رو هم پيشنهاد مي كنم براي اونايي كه مثل خودمن. يعني اونايي كه مبتدين تو اين بحث.
    ………
    نيت كردم انرژيمو بذارم واسه دكترا. گرچه اصلا حسشو ندارم. ممنون ممنونم كه بهم سر ميزنيد استاد.
    ——————————————————————————————————————–
    سلام بر شما
    ممنونم و موفق باشید
    البت خوش به حالتون . بعضی ها انقدر دماغ دارن که مجبورن برن پول بدن و نصفش را ببررررررن

  • جناب دکتر صدیق عزیز و ارجمند از بحث دلنشین روش کیفی تان بنده در این دیار غربت لذت بردم و استفاده کردم. ونکات قابل تاملی داشت که واقعا قابل درک است. در پست قبلی هم که مدیریت بر مردگان را با سبک و نثر و نحو زیبایی ترسیم کرده بودید برای من و دوستان اینجا که با وب سایت شما آشنا شده اند خیلی جالب و قابل درک بود. جالب از این جهت که بیان واقعیت ها بود. و درک از اینجهت که فردا روزی که کارمان به دست این مدیران موصوف الحال در آن پست افتاد لااقل خیالمان راحت است که زنده ها کمتر زجر می کشند! به هرحال علی الرسم الماضیه مخلصیم و مشتاق دیدار.
    ——————————————————————————————————————–
    چاکر خیال راحت جوادالاساتید علوم اجتماعی وطنیه و اجنبیه
    ارادت داریم از این جا تا همون جایی که شما هستین

  • خس و خاشاک:

    کاش یکی به زندانبان می گفت می دانم گزارش می دهندت که شهر را با باتوم و چوب و تسمه و چاقو و آهن و غیره برایت تسخیر کرده بودیم. اما کاش آنقدر فهم داشتی و می فهمیدی معنی واقعی این تسخیر چیست. کاش می فهمیدی در خیابان هایی که فکر میکنی خدا برایت به ارث گذاشته است هم دیگر ایمن نیستی. کاش می فهمیدی همینکه برایت خیابان تسخیر کنند یعنی چه. اما، اکثرهم لا یعقلون.
    کاش یکی به … می گفت «سردار»؟! اگر تو معتقدی هر که از … … …، که نمی دانم از کجا آورده ای،جدا شود رسوا میشود ما معتقدیم هر که از مردم جدا شود رسوا میشود. تو باش ما هستیم و زمان میگذرد و نشان میدهد کدام درست میگویم. هر چند اگر کمی به جای دهانت چشمانت را باز میکردی نه با آبروی آنها که بسیاریشان به پای حماقت شماها مجبور شدند برای وطن از جانشان بگذرند بازی میکردی و نه چنین حرفی میزدی.
    ————————————————————————————————
    شماره تلفن بدین من بهشون می گم
    گفتن از ما ، عواقب کشیدن از شما

  • بنده خداي قبلي:

    اقاي دكتر صديق نازنين مطمئنيد كه فرمايشات پروفسور هاوس در باره بوش پسر بوده است؟ چون گلاب به روتان ،روم به ديوار ،اگر حمل بر خودستايي نشود( با كسب كپي رايت از اقا رحمت سريال شمس العماره) با خواندن مطالب ارزنده كتابي كه زحمت ترجمه ان را به زيبايي تقبل كرده ايد يك اقاي دكتر ايراني مسلمان متخصص حمل و نقل به ذهن ادم مي رسد.ما اين همه سوژه داريم انوقت بايد حسرت كتاب ديگران را بخوريم.
    ———————————————————————————————————————-
    والله ….

  • سلام استاد
    اولا ممنون كه سر زدين.
    اين مقاله خيلي محشر بود.
    ولي حد ااقلش اين بود جرجي مثل مموتي كه ديگه اين همه گند به كشور خودش نزد لا اقل .. وزير علومش كامي تقلب نبود!!
    روساي دانشگاهشان هم سردار و سر بار نبودن ..
    بعدش هم خب تلوزيون ضرغامي آخه ديدن داره ؟؟؟؟
    از اين فيلما ببينيد استاددددددد
    —————————————————————————————
    خوب از کجا بیاریم ؟

  • از من بگیرین :)
    اومدم تهران بگین یه دوجینش براتون بیارم :) )
    راستش دیروز یکی از سایتای منتظر القائم گفته بود فقط ۵ تا دیگه از علائم ظهور باقی مونده منم فکر کردم تا وقته بشینم شاهکارای سینما ببینم یه وقت جمع نشه داغش به دلم بمونه بعد هی بایدبشینم سریالهای تی وی ضرغامی ببینم :) )
    ———————————————————————————————————————————————–
    لطفا بیارین . عجله کنین

  • استاد عزیز! نوشته های شما را می خوانم و لذت می برم و استفاده می کنم. هنوز خاطره ی کلاس های شما را با بحث و گفت وگوی پرشور به خاطر دارم، و این خیلی خوب بود که حتا امثال منی که در موارد متعدد با نظرگاه استاد مخالف بودیم می توانستیم نظر بدهیم و مخالفت کنیم. البته از این که وقتی دیر می کردیم کلاس را از دست می دادیم خاطره ی خوبی ندارم. من از شما یاد گرفتم که در کلاس ام همیشه به روی دانشجویان باز باشد! اما البته حالا دلیل رفتارتان را درک می کنم. راستی دل ام می خواهد از یک لحاظ از شما حلالیت بطلبم. شما استادی بودید که دائم محل بحث و گفت وگو بودید. اعتراف می کنم که گاهی در این گفت و گوها شرکت جستم و گاهی در جمع نشستم و ترک جماعت نکردم. بهتر بود انتقادهایم را مستقیم خدمت تان عرض می کردم. حالا آن روزها گذشته است و استادمان پرشور و غنی هم راه با همان طنز همیشه گی می نویسد و تحسین شاگرد اغلب مخالف سابق را برمی انگیزد. صمیمانه برای تان آرزوی سلامتی و طول عمر و عزت می کنم و در برابر همه ی خلایق از این که شاید گاهی در این یا آن گفت و گو خرده گیری کرده ام حلالیت می طلبم.
    —————————————————————————————————————————————————–
    حلال می کنم همه را جان جان ، به یک صلوات
    با شمایان ، فضا ، مهربان تر و بهتر است .

  • ممنون استاد از این که همچنان به ما دانشجویان ابدیتان درس می دهید.
    مطلب بسیار جالب و ملموس بود.
    سربلند و سلامت و پایدار باشید.

  • با سلام بر جناب دکتر صدیق و خدا قوت //

  • دريا:

    سلام استاد عزيز.
    ميگم چه خوب شد كه قبل از انقلاب شما، اين امكانات اينترنتي و وبلاگ و سايت و كامنت و اين چيزها نبود كه اگر بود كه انقلابيون عزيز به جاي اوردن جانشين امام زمان بر زمين خود امام زمان( البته از نوع قلابيشو) مياوردن.

  • سلام استاد ممنون که بهم سر زديد . يکي از دوستان با نام مستعار خس و خاشاک يادداشتي گذاشتند در مورد جنبش سبز که من هم تو وبلاگم در اين مورد مطلبي دارم . يه سوال مطرح کردم که نميدونم جوابش چيه !
    خب البته اينکه آدم با آزادي تمام حرفش رو بزنه خيلي با ارزشه اما به نظرم جنبش سبز هدفش به دست آوردن آزادي بيان نيست . به نظرم رو شالوده هاي حکومتي دست گذاشته و اين فرض براي من سوال برانگيزه !

  • مهدی:

    سلام استاد؛ پاینده باشید و آموزگار

  • نسرین صفیری:

    استاد گرامی من اغلب وبلاگ شما رو می خونم اما می شه خواهش کنم انقد از رنگ های مختلف تو نوشته هاتون استفاده نکنید؟تا جایی که می دونم مخاطب وبلاگتون ما بچه های جامعه شناسی هستیم و تقریبا خودمون با خوندن یه متن نکات مهمشو می فهمیم و تازه اگر هم نفهمیدیم لزومی نداره نکات کلیدی ای رو که شما تشخیص می دین تو مغزمون هک کنید.
    با احترام.

  • Really good work about this website was done. Keep trying more – thanks!

  • Hi
    awesome post – i’m creating video about it and i will post it to youtube !
    if you wana to help or just need a link send me email !

  • I simply wanted to say your website is one of the nicely laid out, most inspirational I have come across in quite a while. Thx! :)

  • I enjoyed reading your blog. Keep it that way.