مهدی سحابی ، چهره ی ماندگار غیردولتی
بسم الله الرحمن الرحیم
این روزها مد شده برای این که اثبات کنیم ملت یا جزیی از یک ملت مرده پرست نیستیم تند تند و با شتاب مراسم قدردانی و پیشکسوت پروری و کشف پدر فلان علم و فلان هنر را برگزار می کنیم ( الحمدلله متوجه هم نیستیم که با این کشف پدر فلان هنر و فلان علم ، داریم ثابت و مبرهن می سازیم که ما زیر بته به عمل آمده ایم و انگار نه انگار که شش هزار سال تاریخ داریم . هر چند این تاریخ اینک امری قاچاق محسوب شده و با آن سخت تر از مواد مخدر برخورد می شود ) و در بسیاری از موارد کسانی که ید طولائی در اذیت و آذار ( البته با اذیت و آذاری که در خبرهای ناموسی صفحه حوادث می خوانید یکی نگیرید ) این افراد داشته اند چشم در چشم آن ها ، انگار که نه خانی رفته و نه خانی آمده ، برای شان کف می زنند و در این وانفسای گرانی وحشتناک همه چیز و ارزانی دهشتناک آدمی با پرتاب یکی دو سکه ( به سوی چهره های ماندگار خودشان که از آب گذشته اند و از گزینش سرافراز بیرون آمده اند ) که به برکت تورم ، ارزش آن هر روز افزوده تر از آن چیزی می شود که صاحب نظران ارزش افزوده می گویند یا به قول عصر رو به زوال ما قدیمی تر ها ، ارزش اضافه می یابد ، آن ها را می نوازند . با این همه باید گفت الحق والانصاف آن هایی را که نباید تحویل بگیرند با دقتی شگفت انگیز تحویل نمی گیرند .
چند روز پیش مهدی سحابی در پاریس درگذشت . من شخصا توفیق دیدار و آشنایی از نزدیک با ایشان را نداشتم اما هر بار نامش را می شنیدم احترامی عمیق و گسترده و خالصانه در وجودم برای او احساس می کردم . من فقط کتاب ها و دقیق تر بگویم برخی کتاب هایی را که او استادانه و با شکوه و عظمت ترجمه کرده بود خوانده ام . از این قرار او از ذوی الحقوق بر من است و بی آن که از نزدیک با افکارش آشنایی داشته باشم لابد جز کسانی است که پس از هر وعده نماز مشمول دعای من در خصوص کسانی که حقی ، مادی و معنوی برگردنم داشته اند می شود . آن چه مرا ارادتمند او می سازد این است که من و شما هر کتابی را که او ترجمه می کرد می توانستیم بخوانیم و مطمئن باشیم که وقت مان را صرف خواندن چیز باارزشی کرده ایم . از این دست تنی چند بزرگ دیگر نیز هستند از جمله استاد بزرگ ابوالحسن نجفی و مرحوم محمد حسن لطفی و استاد عزت الله فولاد وند ودر رده های بعدی استاد خشایار دیهیمی و حسن کامشاد و کسانی که تازگی ها در نشر کتب پر فضیلت آشکار شده اند علیرغم آن که جوان نیستند که یکی شان سیاوش جمادی است . ایرانی ها مرده پرست نیستند ( بگذرید دراین وانفسایی که هر کس برای آن که خودی بنمایاند این ملت بی پناه اما بزرگ را به باد انتقاد می گیرد آن هم در حالی که جرئت نمی کند به حاکمان محترم بگوید بالای چشم نازنین شان یک قطعه ابروی کمانی به رنگ شبق وجود دارد ) . این که کسانی مثل مرحوم سحابی در کنار دانش زبانی گسترده و عمیق شان ، از درکی والا برای انتخاب اثر برای ترجمه برخوردارند ، نعمتی است که امثال من که تنها هنرشان مطالعه است ( البته دارم به شکی جدی دچار می شوم که واقعا هنر یا حتی کار خوبی است یانه ) باید شکر گزار دائمی آن باشند . آن ها با حسن سلیقه ( سلیقه یکی از مهمترین کمبود های استراتژیک جامعه کنونی ما است . امیدوارم برای جبرانش از چین وارد نکنند) مانع از اتلاف عمر و سرمایه های اقتصادی و فرهنگی و معرفتی ما شده اند و بر صاحبان درد و نظر آشکار است که این ،کم موهبتی نبوده و نیست . این روزها بسیاری از مسئولان ما که قصد دارند از بقیه متفاوت باشند ، می فرمایند ما می خواهیم در کشور “ سلیقه حاکم نباشد “ . نمی دانند از حذف چه عنصر حیاتی از حیات ملت ما سخن می گویند و اسفبار تر آن که برخی مدرک تحصیل کردگان ما برای این بخش از فرمایش مسئولان که ستون فقرات آدمی را می لرزاند کف می زنند چه کف زدنی آنقدر که به قول جوان های امروزی کف کنند . امثال من به امثال مهدی سحابی سخت مدیونند . چه بخواهند چه نخواهند . بدهی را باید پرداخت . من یک لا قبای بی نام و نشان اما دلبسته ی فرهنگ این کشور ، هم برایش فاتحه ای جانانه می خوانم و هم به یاد و احترامش لختی سکوت می کنم و هم به بزرگی اش بر پا می ایستم . آن ها که رمان عظیم ” در جستجوی زمان از دست رفته ” پروست را با ترجمه ی شاهکار مهدی سحابی خوانده اند می دانند من چه می گویم و چقدر پروست مدیون مهدی سحابی بزرگ ما است و ما چه بی باکانه بزرگان این سرزمین را با ترازوی حقیر تنگ چشمی های خود طرد و دفع می کنیم و زرت و زرت کنفرانس و سمینار و سمپوزیوم و هم اندیشی ( جالب است هم اندیشی کسانی که قادر به اندیشیدن و تحمل اندیشمندان واقعی نبوده و نیستند ) و work shop و … از این جور قرتی بازی های مهوع و بی خاصیت و پر ضرر راه می اندازیم که یعنی داریم کار می کنیم آن هم از نوع فرهنگی اش . و تنها کسی که فریب این اقدامات مشعشع را می خورد همان هایی هستند که قرار است بخورند و بر اساس آن بگویند ” بنگرید داریم به کجا می رویم “. به کجا ؟ ما مرده و شما زنده . فقط به قهقهرا می روید . می دانم که آن روزها هم امثال سحابی ها باید خون دل بخورند و کار کنند و شما قهقهه می زنید .
ابوالفضل آقابابا ساعت دو و بیست و چهار دقیقه بامداد چهار شنبه بیستم آبان ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و هشت
—————————————————————————————————–
** دکتر آقابابای عزیزم طی ای میلی از من خواست در بزرگ داشت و به یاد مرحوم مهدی سحابی مترجم چیره دست ، چیزی بنویسم . من جز نام نیک از او نمی دانستم و خواهش کردم خودش بنویسد . از لطف دکتر آقابابا ممنونم و به روح بزرگ مهدی سحابی و آزادگی او درود می فرستم .
*عنوان پست از من است
با سلام به استاد عزیزم دکتر صدیق
و با سپاس از متن زیبای برادر عزیزم آقابابا
و طلب مغفرت برای مرحوم سحابی
ارادتمند
خدا رحمتشون كنه. اينطور وقتها هست كه آدم متوجه ميشه كه مرد نكونام نميرد هرگز و اينجور آدمها كه يادگاري از خودشون بجا مي زارن كه هرگر از ياد نمي رن.. اگرچه اين روزگار بد نگذاشت كه خيلي از اين بزرگوارهاي دور مانده از وطن در خاك وطنشون آرام بگيرن
سلام استاد گرامي
چرا فكر مي كنيد مرده پرست هستيم باور كنيد عرضه نگه داشتن نام مرده هايمان را نيز نداريم. فيلم مي سازند در مور د جابربن حيان كه حرف نداره. نمي دونم ديده ايد يا يه جابري كه فكر و ذكرش زني بود كه عاشقش بود من كه نديدم ازعلم و علم شيمي حرفي بزند.اين از اين
چند روز پيش هم كه مجسمه ابوعلي سينا را در امارات مشاهده كردين حتما!!!!!! من كه تازه فهميدم در اين مدت به دانش آموزان اشتباهي مي گفتم ابن سينا ايراني است تازه فهميدم اهل امارات بوده و از خدا مي خواهم به خاطر دادن اطلاعات غلط به دلبندان مملكت مرا عفو نمايد
سلام. خدایش بیامرزد . سرمایه های معنوی و فرهنگی این ملت میروند ! و حضرات مستطاب به تریج قبای مبارک هم ذره ای گرد و غبار نمی نشانند اجرکم شبلوکم
پیش طنزیات ما نمیائید استاد جان؟؟
سلام.
جناب آقا بابا ضمن تشکر از متن خوبتان. نکته ای که برای من جلب توجه کرد اینست که برگزاری سمینار ، همایش و کارگروه قرتی بازی مهوع است؟ بی نتیجه است؟ قبول . ولی چرا تا این حد ملاک سنجش اعتبار علمی دانشجویان در همین دانشکده علوم اجتماعی شده… در ضمن اگر همین قرتی بازی ها را نکنیم چه کار کنیم؟ شما به ما بگویید.
سلام استاد
روحش شاد.
مبارك؟!
پرسيده بوديد براي كجا امريه دارم
هيچ جا استاد. در پادگان ۳۳ توپخانه پرندك در خدمت آقايان هستم
سلام بر گل سر سبد دكتر صديق:
متن جالب و تامل برانگيز .روحش شاد يادش هميشه جاودان .
نام نيكو گر بماند ز آدمي
به كزو ماند سراي ماندگار
عنوان مطلب خیلی خوب بود
سلام استاد ارجمند. خوبيد؟ بايد اين روزها سري به شما بزنم و عذر تقصير بياورم كه تاخير كرده ام. من هم در حال از دست رفتن هستم. و منتظر پاك شدن عجب اصطلاحي وضع كرده اند بابت كليرانس خيلي نامردند انگار كه ما ناپاكيم و بايد منتظر شويم تا پاك شويم. ناجنسها. روزتان خوش به اميد ديدار
Salam ostad jan
khoshhalam ke belakhare baad az vebghardihai faravan shoma ro pida kardam bemand ke chghadr talash kardam ta ba finghilisi alkanam baranton moama neserestam.Az khondane matalebeton lezat bordam.dar zemen man qom daneshjooi shoma bodam yadeton miyad daneshjoi ke dar barghi nazarkhahi neveshte bood ke dar classhai shoma dochare yek nooe ghiji mishe .
به خودم میبالم که در جوارش بودم اما،شرمنده ام که ندانستم چقدر بزرگ است .شاید کوتاهی از من نبوده و عظمت شخصیت او قابل درک نبود.