بسمه تعالی
دوست شفیقی دارم که هنرمند است و خوش مشرب و با لهجه های مختلف آشنا . روزی تعریف می کرد که طرف اهل یک جایی در جنوب ، ماه رمضان ، روزه می گیرد و حوالی ظهر گرسنه می شود و به پسرش می گوید : بچه بودو ربنا رو بذار ، ناهارو وردار بیار. بعد از ظهر هم هوس چای می کند و باز هم می گوید : بچه بودو ربنا رو بذار ، چای رو وردار بیار. حالا مطلب زیر را بخوانید :
یکی از روزنامه ها تحت عنوان شوخی ضرغامی درباره زمان پخش اذان نوشته بود :
شنیدیم اولین مصاحبه مطبوعاتی عزت الله ضرغامی حاشیه های جالبی داشته است.رئیس سازمان صدا و سیما که با لبی خندان در طول نشست حاضر شد، از شوخی و لطیفه گویی با خبرنگاران کم نگذاشت.او به عکاسان پیشنهاد داد زمانی که در حال نوشیدن آب است از او عکس بگیرند و هنگامی که در خلال مصاحبه اش هنگام پخش اذان رسید، به خبرنگاران گفت: شما به سوالات خود ادامه دهید، اذان دست خودمان است. می توانیم دیرتر پخش کنیم.
و اما : در ناریخ جامعه شناسی ، با چند نوع رویکرد در مواجهه با پدیده ها روبرو بوده ایم :
۱-حرف های بزرگ و عمیق در مورد مسائل بزرگ
۲-حرف های بزرگ و عمیق در مورد مسائل کوچک
۳-حرف های بزرگ و کم عمق در مورد مسائل بزرگ
۴-حرف های بزرگ و کم عمق در مورد مورد مسائل کوچک
۵-حرف های کوچک و عمیق در مورد مسائل بزرگ
۶-حرف های کوچک و عمیق در مورد مسائل کوچک
۷-حرف های کوچک و کم عمق در مورد مسائل بزرگ
۸-حرف های کوچک و کم عمق در مورد مسائل کوچک
برای هرکدام از این دسته بندی ها نمونه ها و نیز مکاتب و جریان های فکری مشهوری را می توان بر شمرد.در روزگارما و در کشور ما فعلا حاکمیت ( به ترتیب) با دسته هفتم، ،سوم و هشتم است. وقتی تز دکتریمان می شود ” تاثیر عوامل اجتماعی موثربر بکارگیری آبگرمکن دیواری در ساوجبلاغ “ اوضاع تا حدودی دستمان می آید. غرض جلب نظردوستان به مطلب بالای صفحه است که از روزنامه اعتماد و البته به نقل از سایت بسیار معتبر و یکی به نعل و یکی به میخ تابناک تقدیم می شود.
این روزها نظر جامعه شناسان متعهد و تیز بین کشورمان خیلی به مسائل عمده سیاسی جلب شده و دلایل و علل آن نیز روشن است. اما بد نیست ، بلکه لازم است که ما بر حسب وظیفه ی حرفه ای به دنبال نگاه عمیق تر به مسائل خردتری باشیم که گاه حقایق بس بزرگتری را در دل خود دارند.نمونه اش مطلب مذکور در بالای صفحه.
سئوال : اگر چنین شوخی ای را رئیس رادیو و تلویزیون قبل از انقلاب با موضوع اذان کرده بود الآن در شهر های مقدس قم و نجف اشرف چه خبر بود ؟!
پاسخ این سئوال، بسیار استراتژیک و اساسی و حاوی نکات بسیار ارزنده ای در باره ی گذشته و حال و آینده ی ما است.
توجه دارید که مثلا بازی فوتبال برای ما تماشاگران آن، بازی است ، اما برای بازیکنان و مربیان و مدیران باشگاه ها از نان شب و حتی عرض و آبروی شان هم واجب تر و حیاتی تر است. این فرمایش آقای ضرغامی البته می تواند برای ایشان شوخی به حساب بیاید اما تحلیل آن برای جامعه شناسان از نان شب واجب تر است. این شوخی نشان می دهد که هیچ مسئله ای در جامعه ی ما نیست که حداقل یک گروه یا صنف نتوانند با آن شوخی کنند. امکان شوخی کردن با امری که گاه شوخی کردن با آن برای دیگران ممکن است به بهای حیات و در حقیقت ممات و آبروی شان تمام شود ،آن هم از سوی کسی که علی القاعده از باورمند ترین افراد به موضوع شوخی است نشان می دهد که اولا هدف وسیله را توجیه می کند ، چه توجیه کردنی !!.بماند که ما در این قضیه حتی با هدف روشن و باارزشی هم روبرو نیستیم که به خاطرش به زحمت توجیه کردن بیفتیم. خواسته ایم شوخی ای کرده باشیم که فقط شوخی کرده باشیم یا با این هدف سطحی که مثلا به خبرنگاران و افکار عمومی بگوییم : خیلی هم خشن نیستیم و اهل شوخی هم هستیم ، آن هم با چیزی که شما اجازه شوخی با آن را ندارید ، اما ما داریم . به این می گویند : آپارتاید در موضوع و محدوده ی شوخی کردن . بله شوخی در نظام اجتماعی ما بسیار امر گران و پرهزینه ای است.گاهی هزینه ی آن جان آدم است.اما این که می شود با اموری که شوخی بردار نیستند شوخی کرد ، نشان می دهد اوضاع اجتماعی بسیار پیچیده تر از آن است که به نظر می رسد. جامعه از حیث رقابت ها و گاه مقابله ها به مثابه رینگ بوکس است. این رینگ و محدوده برای آن است که نشان دهد قواعدی بر رفتار ها حاکم است که از طریق آن ، هم جریان رقابت و درگیری کنترل می شود و هم در پایان با اتکای به آن قواعد می توان گفت چه کسی پیروز بوده است.اما وقتی معدودی افراد می توانند با امور غیر قابل شوخی ، شوخی کنند. این نشانه ی آن است که قواعد رقابت و مسابقه نیز به طریق اولی می توانند دستکاری شوند. آن وقت است که رقابت دیگر قاعده ای ندارد و می شود آن چه نباید بشود. در یکی ازکتاب های جامعه شناسی عمومی می خواندم که ” رقابت ، همان کشمکش ( حیوانی) است منتهی در چارچوب قواعدی که جامعه پذیرفته است”. واقعا اگر این قواعد نباشند، فرق بین انسان و لاشخور ها چیست؟ هیچ . شوخی آقای ضرغامی نشان می دهد که هر لحظه که بر حسب قواعد اجتماعی احساس کنید که پیروزید ،امثال ایشان با یک شوخی ساده می توانند قاعده را به هم بزنند و بگویند شوخی بوده است و شما دچار توهم پیروزی بوده اید و ایشان همچنان پیروز علی الاطلاق و الی الابد است.این شوخی آقای ضرغامی بسیار بسیار جدی است.شوخی نگیرید. این جمله آقای ضرغامی که فرموده اند ” اذان دست خودمان است می توانیم دیرتر پخشش کنیم” شما را یاد کدام لطیفه قدیمی می اندازد که اتفاقا مضمون آن هم این بود که عده ای می توانند با همه چیز حتی مقدسات شوخی کنند ؟ !! آره درست است خود خودش است.حافظه خوبی دارید ها ؟ البته می دانیم که حافظه قوی آن هم وقتی با چیزی مثل غیرت ترکیب بشود نمی گذارد من و شما هم مثل آقای ضرغامی با هر چیزی شوخی بکنیم. آنوقت می شویم یک مشت آدم عبوس که نه قبل از انقلاب به درد می خوردیم نه حالا !!!!
یا حق

سلام بر شما. مطلب جالبی بود . نوشته بودید جامعه مانند رینگ بوکس است من معتقدم رینگ بوکس مثل جامعه است. در مورد شوخی و … هم چند سال قبل تحقیقی در مورد گفتمان اس ام اس در جامعه ایران انجام داده بودم که بر روی سایت گذاشته ام. لب کلام من در این تحقیق این بود که گفتمان غالب اس ام اس در جامعه ایران، گفتمان جوک، آنهم از نوع کثیف است که در سه حیطه مذهبی، سیاسی و جنسی ظهور یافته و در قالب قومیتی بیان می شود. با بهره گیری از نظریه سیستم های فکری فوکو به این نتیجه رسیده بودم که این جوک ها به هنجارشکنی در حیطه ذهنی می پردازند و راه را برای هنجار شکنی عینی در جامعه هموار می کنند . با شما موافقم که آقای ضرغامی نبایستی این شوخی را (یا به زعم شما جدی را) مرتکب می شدند. ارادتمند هزارتا
دیدگاه با نادری — آبان ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۷:۴۷ ب.ظ
به فلانی خدمت کن
روی سبیل خدا هم نقاره بزن
دیدگاه با ابک — آبان ۲۴, ۱۳۸۸ @ ۱۱:۰۸ ب.ظ
بابا طفلک از روی نفهمی یه حرفی زده
خیلی بهش گیرندین… مسائل مهمتر هم هست.
دیدگاه با نشانه گیاهی! — آبان ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۴:۱۸ ق.ظ
سلام این روزها بحث وبررسی نفوذ صهیونیست ها به خصوص با تحلیل صهیونیستی بودن فیلم جومونگ خیلی داغ شده.شما نظرتون در مورد نفوذ این ملت در رسانه ها چیه؟اصلا نفوذی هست؟اگه هست چرا و به چه دلیل؟
دیدگاه با ناشناس — آبان ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۶:۳۹ ق.ظ
۱-به همه دکترهای خوش قول و باوفا ارادتمندیم.
۲-اگر آقای آقا بابا از سمت های شما رد می شوند از قول ما سلام برسانید.
۳-لطفا یک ایمیل (پست الکترونیکی !)درست درمون به ما بدهید برای مریض می خواهیم.
۴- چقدر مطالب خوب و جالبی می نویسید فقط رنگ بندی آن کاش بهتر می بود .چون همه ممکن است پیغام ها را بخوانند نمی توانم بگویم مانند چه تیپ افرادی است . با پوزش فراوان….مجتبی.الف
دیدگاه با م.الف — آبان ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۸:۰۷ ق.ظ
امروز صبح، «روز از نو» شبکه ۲ در حال گفتگوی نجومی بود! یک کتاب خارجکی!(اطلس کهکشان لاروس) هم آورده بودند و یک عکس از وسط کهکشان راه شیری نشان دادند که آدم فکر می کرد عکس شن و ماسه ساحل است(از بس که ستاره ها پر تراکم بودند.). مجری برنامه عکس را که نشان داد به همکارش گفت: «به به ، چه ستاره هایی، چقدر زیاد، به میلیارد میرسه؟» همکارش که متخصص نجوم است پاسخ داد:«بله». مجری حسابی ذوق زده شد و گفت:« پس حتماً یکیش مال منه. به هر کس یکی میرسه.بیخود نبود که به ما می گفتن هر کس یه ستاره تو اسمون داره!»
از صبح تا بحال دارم فکر می کنم ما موجودات کوچولوی کوچولوی کوچولو! چقدر توهم بزرگ بودن داریم؟! خدا را شکر کم هم نمی آوریم. عظمت کهکشان را می گذارند جلویمان و ما جای اینکه به فکر بیفتیم که یک ذره ناقابل فسقلی که خودمان باشیم این وسط چکاره ایم ، برای خودمان ستاره جور می کنیم.
بنابراین عجیب نیست اگر از آن مسئولان محترم تا آن آدم یک لا قبای محترم! خودش را مجاز بداند که به هر کس و هر چیز نوهین کند و با هر کس و هر چیز شوخی کند.
دیدگاه با خانوم خانوما — آبان ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۱۲:۱۴ ب.ظ
وختی می شود یکسری جوان را به گناه بی گناهی برد آنجا که عرب نی می اندازد و فرهنگستان اسمش را جدیدنا کهریزک گذاشته ! … چرا یکی مثل عمو عزت در حال خلسه و نشئه ناشی از ورود و دخول به ابتدای تمدید دوره سلطنتش بر اریکهء صوت و تصویر این مرز و بوم و درست وختی که با دمش مشغول شکانیدن گردو است با اذان شوخی نکند استاد جان ؟!… مگر قبل ترش ده نمکی شوخی نکرد با خیلی چیزها … وایضن خیلی های دیگر با خیلی امور شوخی و جدی دیگر …
دیدگاه با کرگدن — آبان ۲۵, ۱۳۸۸ @ ۳:۰۶ ب.ظ
سلام
اولا: این شوخی (یا به قولی جدی) از تکیه کلامهای مصطلح در صدا و سیماست و تمامی اهالی صدا و سیما سالهاست که آن را می گویند به طوری که یکی از اقوام ما هم که در صدا و سیماست همیشه وقتی کار دارد می گوید: باز یادم رفت به این پسره بگم اذان و دیرتر پخش کنه ما به کارمون برسیم.
دوم اینکه: خوبه جامعه شناس همه چیز را تحلیل کنه و از نون شبش هم واجب تره ولی خوبه که حداقل قبلش کمی تو فضای ذهنی طرف مقابل هم قرار بگیره به قول خودتان بین ذهنی بشه و … البته شما که ضرغامی را خودتان بزرگش کردید مثل بعضی های دیگه و …
سوم: «این نشانه ی آن است که قواعد رقابت و مسابقه نیز به طریق اولی می توانند دستکاری شوند. » حرف دل ما هفت نفر بود یک کم دقت کنید، وقتی همه صبر می کنند ببینند شما چی کار می کنید بعد مثل شما رفتار می کنند بد نیست یک کم آهسته تر قدم بردارید.
چهارم: اوامر شما انجام شد. ما هنوز هم کوچیک و مخلص شماییم.
پنجم: من تمرین شاهی نکردم ولی خیلی تمرین دانشمند شدن می کردم حتی یک آزمایشگاه کوچیک هم توی انباری خونمون با شیشه های دوا و چراغ الکلی درست کرده بودم حالا با توجه به حرفی که زده بودید تهش چی میشه؟ پیدا کنید پرتقال فروش را!!!
دیدگاه با آهنگر — آبان ۲۶, ۱۳۸۸ @ ۵:۱۱ ق.ظ
سلام استاد. اول بگم که دلمان برایتان خیلی تنگ شده.
دوم اینکه:یه زمانی رضاخان برای خوش آمد مردم می رفت هیئت های حسینی. حال هم یکی برای خوش آمد عده ای شوخی میکنه با اذان.
تازه آقای ضرغامی این حرفها را زد که ما یه مدت سر کار باشیم.خب وظیفه هر ارگانی اشتغال زایی است.
دیدگاه با نرگس — آبان ۲۶, ۱۳۸۸ @ ۱۱:۰۶ ق.ظ
من فکر می کنم این شازده نه تنها شوخی نمی کرده، بلکه خیلی هم جدی بوده. اتفاقاً خیلی هم صادقانه گفته. یعنی ایمان و اعتقاد آقایون همه اش کشکه و عملاً چماقی است که باهاش تو سر ماها می کوبن و بهمون انگ بی ایمانی می زنن.
دیدگاه با نعیمه — آبان ۲۷, ۱۳۸۸ @ ۸:۴۲ ق.ظ
دوست عزیز بعد از انتخابات عده ای بی سر و صدادارای پرونده شده اند به این جرم که چدن ای میل یا پیامک حاوی جوک یا طنز درباره احمدی نژاد برای دوستانشان ارسال کرده اند.
دیدگاه با محمد — آبان ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۲:۴۷ ب.ظ
دوست عزیز بعد از انتخابات عده ای بی سر و صدادارای پرونده شده اند به این جرم که چند ای میل یا پیامک حاوی جوک یا طنز درباره احمدی نژاد برای دوستانشان ارسال کرده اند.
دیدگاه با محمد — آبان ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۲:۵۷ ب.ظ
سلام. مثل همیشه هوشمندانه، ریزبینانه، دقیق و البته مایه افتخار
دیدگاه با حمید — آبان ۲۸, ۱۳۸۸ @ ۵:۴۷ ب.ظ
سلام
برای کوچکتراز اینهاش به امثال دکتر آغاجری تو این مملکت حکم اعدام صادر شده. ولیکن مهم نیست چی رو کی بگه مهم اینه که کی چی بگه!!!
دیدگاه با اورمولو تایماز — آبان ۲۹, ۱۳۸۸ @ ۳:۴۱ ق.ظ
من از یه دید دیگه به این قضیه نگاه کردم. یعنی برداشت من این نبود که ضرغامی فقط می تونه از خط قرمز تعیین شده برای شوخی بگذرد.
به نظر من این حرفش به نوعی به رخ کشیدن توان رسانه ای صدا و سیما است. یعنی واقعیتی فراتر از اونی که ما می گوییم و نشان می دهیم وجود خارجی ندارد. حتی اذان هم که لحظه آن ثابت است را ما می تونیم هر زمان دلمان خواست پخش کنیم و زمانش را بر اساس مقتضیات و خواست و منافع خودمان تعیین کنیم.
یعنی قلب واقعیت بر اساس اراده شخصی.
دیدگاه با رضا — آبان ۲۹, ۱۳۸۸ @ ۷:۱۳ ق.ظ
حالا استاد بنده خدا یه بار خواسته از اون قیافه اخمو و قلب سیاه فاصله بگیره و یه شوخی ای بکنه
چی میشه مگه؟
فقط طفلی چون تا الان از این کارا نمی دونسته کجا و کی باید شوخی کنه و اصلن چی بگه موقعه شوخی کردن
……..
استاد به روز هم هستم خوسحال میشم سر بزنید
دیدگاه با اشرف گیلانی — آبان ۲۹, ۱۳۸۸ @ ۸:۱۵ ق.ظ
سلام استاد؛
طبق همین اصل “شوخی شوخی با … هم شوخی”، جسارتاً میشه بفرمایید این رویکرد شما در مواجهه با پدیده افاضات ضرغامیه از سنخ کدام رویکردهای هشت گانه است؟!
دیدگاه با مهدی — آذر ۱, ۱۳۸۸ @ ۷:۳۷ ق.ظ
خیلی نکته جالبی بود. و این روزها یک شوخی دیگه هم باب شده که طرف بسیجی هست و گرین کارت داره!!
امروز در اتاق رییس ایستاده بودیم که بریم تو یه خانمه بدون نوبت رفت. بقیه که اعتراض کردن دو تا از دانشجوها گفتند اینها همه چیز مال خودشان هست. این رییس که که دیگه سهله !! یکی دیگه گفت طرف بسیجیه مفهوم بود؟ یعنی اگه بگه آلان شبه باید بگی شما درست میگین !!
یکی دیگه گفت مملکت دستشونه و برای همه کار گرین کارت دارن از طرف …!!
دیدگاه با مهتا — آذر ۱, ۱۳۸۸ @ ۱:۳۲ ب.ظ
سلام. ارادت . خوبی شما؟ البته ما که فعلا گنده تر از سایز تحمل حضرات حرفی نداریم ؟داریم ؟ ولی اصولا حق همیشه با عزت الله خان گوگولی بلا هست
با طنز پارازیت چین واچین!هیئت هویجیان!دکی تاتور ! بروزیم
دیدگاه با رضا رئیسی یکی از خس و خاشاک — آذر ۱, ۱۳۸۸ @ ۷:۲۱ ب.ظ
استاد گرامی سلام نمیدانم شما و یا اهالی این خانه مطلب اینجانب را زمانی که به اصطلاح جامعه شناسان به دیدار آقای زرغامی( عمدا با ز نوشتم) شتافتند خواندند یا نه به هر حال من فکر میکنم آقای زرغامی مردم را با احشام اشتباه گرفته است. میخواهم بدانم چگونه ممکن است که کسی که حتی دو واحد جامعه شناسی پاس کرده باشد به دیدار ایشان میرود آقایان چی فکر میکنند من که حیرانم ولی فکر میکنم که قدرت آقای زرغامی به گونه ای است که میتواند جمعی از افراد زیر را برای همفکری هر چند وقت یک بار به حضور بطلبد
انجمن جهانی جامعه شناسان به سرپرستی رفیع پور
بقالان برجسته
کفاشان نخبه
تولید کنندگان دستمال یزدی……….
دیدگاه با فرهاد — آذر ۲, ۱۳۸۸ @ ۷:۵۲ ق.ظ
وا چه غلط ها
دیدگاه با علی محمد حاضری — آذر ۲, ۱۳۸۸ @ ۷:۵۳ ق.ظ
یک ایمبل بلند بالا به جی میلتان فرستاده ایم. چک بفرمایید حضرت استاد…دیگر اینکه یک جمله را یادمان رفت آخر ایمیلمان یک سوال مهم را مطرح کنیم. اینجا سوالمان را می نویسیم. بعد از ایمیل این سوال را بخوانید:
امیدی هست دکتر؟
(با لحن کسانی بخوانید که دم در اتاق عمل ایستاده اند ولی لطفا مثل آن دکترهای کلیشه ای سرتان را تکان ندهید و نگویید متاسفم)
دیدگاه با بنا به دلایلی نمی نویسم — آذر ۲, ۱۳۸۸ @ ۱۰:۳۸ ق.ظ
سلام بر استاد صدیق عزیز
مطلب بسیار خوبی نوشتید. به خصوص آن تقسیم بندی حرف ها برایم بسیار جالب بود. دارم فکر می کنم حرفهای من معمولا جز کدام دسته قرار می گیرد؟
دیدگاه با مرضیه — آذر ۲, ۱۳۸۸ @ ۱:۳۳ ب.ظ
عید قربان، گاه رحمت و برکت خداوند بر شما مبارک باد
ارادتمند
وحید شالچی
دیدگاه با وحید شالچی — آذر ۶, ۱۳۸۸ @ ۷:۲۴ ب.ظ
سلام جناب استاد
اوضاع و احوال که خوبه انشاءالله
دیدگاه با مهتا — آذر ۷, ۱۳۸۸ @ ۱:۵۱ ب.ظ
درود!
ممنون که خواندیدمان استاد.
ما هم خوشحالیم از اینکه مثل شما فکر می کنیم.
و خوشحالتر که هنوز می توانیم فکر کنیم.
دیدگاه با احسان جوانمرد — آذر ۷, ۱۳۸۸ @ ۷:۳۵ ب.ظ
چه می تواند باشد مرداب
چه می تواند باشد
جز جای تخم ریزی حشرات فساد؟
دیدگاه با اشرف گیلانی — آذر ۸, ۱۳۸۸ @ ۴:۳۲ ق.ظ
سلام
دکتر لطفاً از سایت زیر هم دیدن کنید.
http://www.iranianuk.com/article.php?id=43613
لبته به لطف سانسورِ همه واقعیت های نامنطبق با مملکت امام زمان، اینها هم سانسورن.
دیدگاه با محمد علی رمضانی — آذر ۱۴, ۱۳۸۸ @ ۷:۲۳ ق.ظ
هر وقت آنلاین می شویم می آییم تا بخوانیمتان ولی خبری نیست ظاهرن… سکوتتان ان شاءالله از رضایت که نیست؟ البته شاعر این احتمال را هم در نظر گرفته که دلتان اهل شکایت نباشد
بنا بر این همین دور و بر ها می پلکیم تا کاسه دلتان لبریز شود
دیدگاه با احسان جوانمرد — آذر ۱۷, ۱۳۸۸ @ ۹:۲۵ ق.ظ
با سلام و عرض ارادت
مطلب را که میخواندم نظر مارکس را در ذهن مرور می کردم که معتقد بود انسانها عمدتا بر اساس درستی ایده ها به آنها عمل نمی کنند بلکه عمل به آنها بر اساس منافع شخصی شان است و او منافع را در موقعیت یا به عبارت دقیق تر پایگاه اجتماعی می دید.
دیدگاه با محمدی — آذر ۱۷, ۱۳۸۸ @ ۴:۲۴ ب.ظ
متاسفانه در این برهه از زمان محتوای اندیشههای دینی و میزانی که پذیرفته میشوند تحت تاثیر علایق و منافع اقتصادی و سیاسی است با تشکر از استاد عزیز پ – علیپور دانشکده علوم اجتماعی
دیدگاه با ناشناس — آذر ۱۸, ۱۳۸۸ @ ۳:۲۲ ق.ظ
نمی دونم چرا نوشته های شما اینقدر بی مزه است!!
دیدگاه با وفا — آذر ۲۰, ۱۳۸۸ @ ۱۱:۰۸ ق.ظ