شهریور 1389
ش ی د س چ پ ج
« مرداد    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  
شمارنده

تأملات تله موشيانه !!

اسم قصه ی امروز ما ” تله موش ” است !!

قسمت اول داستان با توجه به تذکر معاونت مطبوعاتی ارشاد حذف شده است !!

Mouse

و داستان به ناچار از سرک کشيدن موش از ديوار آغاز می شود، که لب های خشکيده اش را برای بسته ای که در دستان زن صاحب مزرعه است ، تر می کند ، و با خود می گويد:

اگر اين که آورده اند، پنير هم نباشد ، لابد سهام عدالت هست .

اما آنچه آورده بودند ” تله موش ” بود.

موش هم که فکر می کرد اين دام ، دامن گير همه خواهد شد ، شتابان به ميان حيوانات مزرعه برگشت ، تا با آگاهی بخشي عمومي ، بر شعار دانستن حق هر حيوانی است ، صحه بگذارد.

اول همه  سراغ مرغ رفت که به شکل براندازانه ای می خراميد. مرغ اما پروائی از تله موش نداشت. به موش هم گفت که تله موش گزندی به او نخواهد رساند. خلاصه مرغ مسأله را سالبه به انتفاع موضوع تلقی کرد.

Hen

گوسفند حيوان بعدی بود. او هم فقط قول داد که برای موش دعا کند و اطمينان هم داد که دعاهاي او تا به حال منتج به نتايج عجیبه و غريبه شده ، و در اين مورد نيز کارگر خواهند افتاد.

ewe

موش اما گفت : گوسفند جان !! مسأله فقط من نيستم . اين  مسأله ی ماست !!

گوسفند گفت : واقعاً  ؟!!  پس اگر مسأله ی ماست ، برو پیش گاو !!

موش  هم بی درنگ رفت و اتفاقاً به گاو  برخورد !!

گاو هم که سرگرم خواندن مبانی منطق غير صوری بود ، از استدلالات موش احساس نفخ کرد ، و گفت که واقعاً وقتش را ندارد ، که مقدمات بحث درباره ی “گاو و تله موش” را بچيند و ترجيح می دهد سر در مسائل غامض منطقی داشته باشد و مواقع تفريحش هم به شکل رندوم ، در نقاط دنج و باصفا بچرد!!

Cow

موش ، افسرده از برخوردهای غير مدنی مرغ و گاو و گوسفند ، به کنج عزلتش برگشت و ترس را در آغوش گرفت.

نيمه های شب  ،  صدای تله ، زن صاحب مزرعه را بيدار کرد . زن هم خوش حال که موش به دام افتاده ، به طرف تله آمد . نگو که به جای موش ، دم ماری در تله  گیر کرده بود و مار پای زن را نیش زد .

بله عزيزان من!

زن صاحب مزرعه از نیش و سم این مار ، چنان بيمار و نحيف شد ، که سوپ مرغ و کباب گوسفند هم جوابگوی ضعف او نبود.

زن صاحب مزرعه مرد و گاو هم خوراک آن ها ئی شد که آمدند و فاتحه ای برای آن مرحومه خواندند.

و حالا موش مانده است و مزرعه ای خالی از حیواناتی که  امر حساس و امنيتي تله موش را جدی نگرفتند و هیچ کاری نکردند!!

نتيجه ی اخلاقی :

مزرعه داری که ” تله ی موش بخره ” :

مرغش کشته میشه !!

گوسفندش کشته میشه !!

گاوش کشته میشه !!

زنش هم می میره !!

فقط  ……………عکس اون زنه را نذاشتیم  ، چون مرده بود ، گناه داشت !!

——————————————————————–

بیرون مزرعه نوشت : کی ؟!! ما ؟!!

نه بابا ما که هنوز وزیر و وکیل نشدیم که کپ زدن بلد باشیم یا لازممون بشه

داستان اینه که اصلش یه ایمیلی بوده از طرف یکی از اهالی با ذوق جامعه شناسی زمینی که این عباس آقای خودمون نشسته این جوریش کرده و ما هم به عنوان رئیس کل موالات متحده وب اینا ، توی این مزرعه یه سر و گوشی آب دادیم . راستش را بخواهید به عنوان یه آدم زمینی ، خودمان هم خیلی نفهمیدیم که این کارا از نظر نظری و فلسفی و اینا یعنی چه !! ولی برای این که از همه طرف سرزنش بارون شدیم بابت کرکره ی پائین ، اینم خودش یه جور آپ کردنه دیگه !!

۲۸ Responses to “تأملات تله موشيانه !!”

  • عقیل:

    قشنگ و زیبا بود و به موقع!

  • ما ارادت داریم خدمت استاد. چه با کرکره پایین ، چه با کرکره بالا ! 

  • امیررضا:

    دکی جون تو هم تو پروژه نه به احمدی نژاد خیلی فعالی ها. شنیده بودم قراره یک عده بشینند و هر کاری که رئیس جمهور می کنه تخطئه و انتقاد کنند و بگند که کارهای دولت غیر کارشناسیه! تازه خودشون که نظری ندارن اگر هم داشته باشند اهه فوتینا که بخوان به همین راحتی لو بدن ( با عرض معذرت یاد کلاسمون سال ۷۳ افتادم که یک روز اومدید و از فرط عصبانیت قرمز شده بودید که مرتیکه فلان فلان شده اومده می گه می خواهیم در یک پروژه ای از شما استفاده کنیم منم شصتم را نشون دادم و……)

  • مريم:

    با سلام
    فكر مي كنم اين مطلب شما به خوبي موضع‌گيري عاقبت انديشانه اساتيد دانشكده نسبت به اخراج استاد عزيز دكتر كاظمي را مشخص مي كند.
    اميد دارم به شما و همه اساتيد دانشكده كه از حيثيت جامعه دانشگاهي كه دكتر كاظمي يكي از عناصر آن بود دفاع كنيد چرا كه “اين مسئله همه ماست!!”

  • خيلي جالب بود. سهام تله موش و خوشه.
    راستي با مطلب گوسفند باشيم به روزم مي دونم هيچكي من و دوست نداره ولي يك سري بزنيد خوشحال مي شم.

  • عاطفه:

    دكتر، دست عباس آقاتون درد نكنه بابت اين افاضات زيبا..ما اهالي زمين خيلييييييي حال كرديم با اين قصه ي دلچسب..

  • مينا:

    حيف از استاد عباس كاظمي نازنين كه مسلماني واقعي و وطن دوستي راستين ودر اين سن و سال معلمي بسيار برجسته است.اين برخورد ها نشان مي دهد اقايان در پشت سياست رسمي ايجاد ارامش دارند با استفاده از فرصتي كه ان را غنيمت شمرده اند تسويه حساب هاي عقب افتاده شان را انجام مي دهند.مي گويند حالا كه دعوا شده و ما هم كلي فحش خورده ايم و حيثيت مان برباد رفته لااقل برخي ها را كه مي خواستيم بزنيم.بزن بزن اما اصلا خوب نمي زني.

  • ناشناس:

    سلام ، مرسی استاد خیلی جالب بود.

  • با عرض سلام خدمت استاد عزيز
    اول اينكه خيلي قشنگ و ظريف بود
    اما چندتا نكته رو فراموش كرديد كه جسارتا متذكر ميشم
    اول اين كه ذكر خير اون الاغي كه اصلا حرف حاليش نميشد رو فراموش كرديد كه هرچي موش بدبخت گفت هيچي نفهميد كه نفهميد
    دوم اون خوكي كه تا خرخره رفته بود تو ….خودش و نه راه پيش داشت و نه راه پس. اگرم فرض بگيريم عقلي تو سرش بود كه نبود فايده اي نداشت
    سومم اون سگ پير و خرفت خوابالويي كه اگه دنيا رو آب ميبرد آقا سگه رو خواب ميبرد و هرچي موش دادوفرياد كرد انگار كه نه انگار

    اما بازهم درود به شرف شما و تمام اساتيد آزادانديش ايران كه اين تنها سلاح باقي مونده يعني قلم رو هنوز زمين نذاشتين و خيلي نافذ و گيرا مينويسيد.
    پيروز و سربلند باشيد
    ياحق

  • شاگردك:

    شما واقعا رحمت خدائيد براي ما زميني ها … مرسي

  • استاد محترم
    خیلی جالب بود و زمان انتشارش از خودش جالب تر.

  • محمدی:

    سیلام استاد
    درسته که دکتر کاظمی قویا در تله ی موش قرار گرفته ؟!بسیار آزرده ام ، البته آسیاب نوبت به نوبت ، بزودی سراغ سایر دوستانمان خواهد آمد ، من نیز چون شما استاد بزرگوار بر این باورم که بالاخره تله گزار خود نیز در دامش خواهد افتاد و آن دیر نیست، بالاخره آه جگر سوختگان وجان باختگان و دهان دوختگان کارگر خواهد افتاد و دامان و گریبانشان را خواهد سوزاند ، نه خاک افشاندن در چشم مروت و نه باد افکندن در آستین ژنده ی قدرت و نه تکیه بر سبعیت حیوانی ونه حمله به استادان دانشگاهی هیچکدام قامت مقاومت را خم نخواهد کرد و…

  • با سلام و احترام
    وبلاگ انتظار…انتظار
    به روز شده و مشتاقانه منتظرنظراتـــــ وانتقاداتـــــ شما دوستــــ گران قدراستــــــ .

  • باران:

    هرچی بود ما که کیفور شدیم اساسی…

  • سلام حضرت استاد
    تسلیت بابت دکتر کاظمی و تبریک بابت آپدیت خوبتون.
    راستی من احساس می کنم که همینجوری و بی جهت نه کامنتامو می خونین نه ایمیلامو! شایدم با جهت و دلیل باشه ولی به هر حال به جان مادرمان روحمان خبر ندارد…کی ؟ …ما؟

  • شاگرد قديمي شما:

    چه عجب!!!!!!!

  • همین امروز شنیدم دکتر عباس کاظمی از دانشگاه تهران اخراج شده است یعنی حکمش امضا نشده ، علت اخراج ایشان شرکت در مراسم تشییع جنازه ایت الله منتظری (ره) و شاید مقداری هم پیاده روی بوده است. من خودم یکی از منتقدان البته نه سرسخت دکتر کاظمی بوده و هستم، اما به نظر بنده اگر بنا باشد کسی و یا استادی را در دانشگاه تهران اخراج کنند قطعا ان شخص اقای دکتر کاظمی نیست و یا حداقل اقای کاظمی را باید در ردیف اخر اخراجی ها قرار بدند. اخراج کسی که از ابتدای فعالیت خود در دانشگاه بر خلاف بسیاری از اساتید دیگر که به اصول مشخصی (درست یا غلط) پایبند بوده است و افکار ایده های خود را بطور شفاف بیان و مکتوب کرده است و ثبات شخصیتی او را می توان در ظاهر و باطن او به عیان مشاهده کرد، چه معنی و مفهومی می تواند داشته باشد؟ اگربنا به اخراج باشد هستند بسیاری که از برکت این انقلاب و نظام بهره ها بردند ولی هنوز الاغشان از پل نگذشته ریاکارانه و نامردانه بر علیه اصول ان شوریدند. اقای کاظمی مستحق اخراج نیست این غول ریاکاری و دغل بازی و فرصت طلبی است که باید از فضای دانشگاه اخراج بشه.

    والسلام

  • مهدی:

    دکتر صدیق باشرف و حرّ
    برتولت برشت هم جملاتی کوتاه و تامل برانگیز در این باب دارد که به گانم یادآوری آن در این زمانه بی اخلاق لازم باشد:
    برتولت برشت شاعر آلمانی می گوید: اول به سراغ یهودی ها رفتند، من یهودی نبودم، اعتراضی نکردم، پس از آن به لهستانی حمله کردند، من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم. آنگاه به لیبرال ها فشار آوردند، چون من لیبرال نبودم، اعتراضی نکردم، سپس نوبت کمونیست ها شد، من کمونیست نبودم و اعتراضی نکردم. سرانجام به سراغ من آمدند، من هر چه فریاد کردم دیگر کسی نمانده بود که اعتراضی کند.

  • مهدی:

    آقایان اساتید این صدای پای استبداد است که می شنوید خودتان را به خواب نزنید. حتی اگر به اصول اخلاقی پایبند نیستید به حکم این داستان و به حکم داستان برشت به مبادله از نوع هومنزی لااقل باید معتقد باشید. پس کاری کنید و نشان دهید که آنچه از جامعه شناسی خوانده اید و درس می دهید با اندکی ایمان به آن آموخته هاو گفته ها می توانید اقدام عملی انجام دهید. مساله فقط دکتر کاظمی نیست این سیل خانمان برانداز است تا خانه تان را اب نبرده کاری کنید.

  • شد مث مزرعه حیوانات !!

  • مردم ايران دلگير از اين همه ...:

    واي بر ما چه بر سرمان مي‌آيد چه شده كشورمان را كه در انقلاب ۵۷ همه بر عليه ديكتاتوري قيام كرديم و شعار آزادي سرداديم ايا ازادي كه مي‌خواستيم همين بود يا فقط ازادي از استبداد پهلوي، ما هم اكنون تحت انقياد استبداد از نوع ديگر شده‌ايم واي بر ايران كه چنين جوانان فرهيخته خود را از دست مي‌دهد كجاييد اي شهيدان بهمن ۵۷ كه فكر مي‌كنم خونتان پايمال گشته كجاييد اي ازاد انديشان كه به اين بدانديشي‌ها پايان دهيد كجايي اقا بيا كه داريم خفه مي‌شيم از اين همه بي عدالتي

  • رمضانی:

    ماجرای سکوت اساتید دانشکده و دانشکده به نظر بی شباهت به این شعر برشت نخواهد بود

    “نخست برای گرفتن کمونیستها آمدند
    من هیچ نگفتم
    زیرا کمونیست نبودم
    بعد برای گرفتن کارگران و اعضای سندیکا آمدند
    من هیچ نگفتم
    زیرا من عضو سندیکا نبودم
    سپس برای گرفتن کاتولیکها آمدند
    من باز هیچ نگفتم
    زیرا من پروتستان بودم
    و سرانجام برای گرفتن من آمدند
    دیگر کسی برای حرف زدن باقی نمانده بود “

  • يكي:

    استاد بسيار عزيز البته حواستون باشه كه اگه اون آقا موشه محترم و يا اون مار نگون بخت بتونه يه كمي جلو شكمش رو بگيره و به طمع سهام عدالت و يا پنير و يا هر چيز ديگه اي سراغ تله نره هيچ كدوم از اين اتفاق ها نمي افته!!!!!!!
    نتيجه:
    اگه كسي مسبب يه فاجعه تو يه مزرعه اي بشه يا خيلي احمقه (ماره) يا خيلي طمعكار(موشه) و اون مسبب بقيه افراد مزرعه از جمله صاحبش رو كه عمري بهش علف داده از بين ميبره. و تله موش هم براي موجودات احمق يا طماع بسيار مفيده!!!!!!!!!!!!
    شما موافق نيستيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • amir:

    سلام استاد داستان خوب و عالی بود
    اما این برا من همیشه یه سوال بوده که تا کی باید از این داستانا سر هم کنیم و با اشاره و کنایه و با ادبیات پر چربب و چلیک سعی در آگاه سازی و یا جلب توجه کردن نماییم
    خوب حتما جلب توجهه برای موش های دیگه است و آگاه سازییه برای مرغ ها، گوسفندها و گاوهاست .

  • amir:

    سلام داستان خوبی بود
    اما یه سوال
    تا کی باید از این داستانای خوب با ادبیات مسحور کننده عهد عتیق بشنویم
    اینا برای آگاه سازیه موش های دیگه ست ؟ یا برای جلب توجه مرغ و گوسفند و گاوهای دیگه؟

  • بی ادب:

    خیلی گوهی

  • بنده:

    اي واي به حال دانشجوياني که شاگرد يک چنين اساتيدي هستند که شعورشان از موش هم کمتر است
    حالا ميخوان مدرکشونو از امريکا گرفته باشند يا
    ازاسانسور

  • Really good work about this website was done. Keep trying more – thanks!